لغت نامه دهخدا
سیگارکش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) سیگار کشنده. آنکه سیگار کشد. کسی که سیگار را دود کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
سیگارکش. [ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) سیگار کشنده. آنکه سیگار کشد. کسی که سیگار را دود کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) آن که سیگار کشد کسی که سیگار را دود کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تغییرات بالینی - تنفس صبحگاهی - تنفس گرسنگی - تنفس قاعدگی - تنفس سیگاری - غذا - دارو
💡 برگ تنباکو معمولاً از گونههای مختلف گیاه تنباکو به دست میآید. این گونهها بر اساس خصوصیات مختلفی نظیر طعم، رایحه، اندازه و پیچش متفاوت هستند. برگ تنباکو در مراحل مختلف رشد و برداشت، تحت فرآیندهای خاصی از جمله خشکاندن، برش و تصفیه میشود تا برای استفاده در تولید سیگار آماده شود.
💡 مطالعهٔ جدیدی در آمریکا نشان دادهاست که در سال ۲۰۱۶، حدود ۱۱ میلیون از بالغان آمریکایی مصرفکنندهٔ متداول سیگار الکترونیکی بودند.
💡 فروش سیگار به افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. این قانون به شدت در فلاندر و همینطور در والونی به اجرا گذاشته شده بود.
💡 کالاهای ساخته شده درنایروبی شامل پوشاک، منسوجات، مصالح ساختمانی، اغذیه فرآوری شده، نوشیدنیها و سیگار است. کارخانههای چند شرکت خارجی نیز در داخل و اطراف شهر واقع است. این شرکتها فایرستون و گودیر هستند که کارخانههایشان در جاده مومباسا قرار دارد. بیشتر صنایع در نایروبی در بخش شرقی آن قرار دارند.