سفته گر

لغت نامه دهخدا

سفته گر. [ س ُ ت َ / ت ِ گ َ ] ( ص مرکب ) آنکه مروارید و امثال آن بسنبد. ( شرفنامه منیری ).

فرهنگ فارسی

آنکه مروارید و امثال آنرا بسنبد

جمله سازی با سفته گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از هجر تو در چشمم خورشید شود سفته از بس که مرا الماس اندر بصر افشاند

💡 بحران اقتصادی ۱۳۹۹–۱۳۹۷ در ایران، دوره‌ای از رکود با تورم شدید بود که با هجوم نقدینگی به سمت بازارهای سفته بازی از میانه سال ۱۳۹۶ شروع شد که در بهار سال ۱۳۹۷ با ناتوانی بانک مرکزی در ادامه تزریق ارز برای جذب ریال از بازار و رخ دادن بحران جهش نرخ ارز، اثرات این بحران اقتصادی در کف جامعه نمایان شد.

💡 گهر چون سفته گردد، همچو اشک از دیده ها افتد شود هر کس درین بازار بینا، از بها افتد

💡 پاکیزه گوهرا پی گوش تو سفته ام درهای شاهوار به از لؤلوی عدن

💡 سه‌ر تا پا غه‌ریق لوججه‌ی عیصیانم سفته‌ی نائیره‌ی نار حیرمانم

💡 بشار(بن برد) به نزد مهدى خليفه رفت و (يزيدبن منصور حميرى ) - دايى او - نيزآنجا بود. بشار، قصيده اى در مدح مهدى خواند. چون به پايان برد، يزيد او را گفت: اىپير! حرفه تو چيست ؟ و بشار گفت: مرواريد سفته مى كنم. مهدى گفت: دايى مرا بهطنز گرفته اى ؟ بشار گفت: اى امير! جوابى جز اين نداشتم. چه، او پيرمردى كور رامى بيند كه شعر مى خواند. مهدى خنديد و او را جايزه داد.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز