لغت نامه دهخدا
سر جفت کردن. [ س َ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سرگوشی کردن. ( برهان ) ( آنندراج ).
سر جفت کردن. [ س َ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از سرگوشی کردن. ( برهان ) ( آنندراج ).
سر گوشی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر آنکه شربتی از کوزه خلاف تو خورد شودش کاسه سر جفت کاسه زانو
💡 تا نپنداری که بی خذلان بود عصیان او کانکه عصیان داشت در سر جفت خذلان آمده ست
💡 در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتی منکر مشو مگو کی دانم که هست یادت
💡 هر آن تن که دل فرد دارد ز مهرت کَفَش جفت سر باد و سر جفت زانو
💡 در این فصل بین نرها جدالهایی درمیگیرد گوزنهای نر قویتر با جذب چندین ماده قلمرو معینی برای خود ایجاد کرده و اجازهٔ ورود را به گوزنهای نر دیگر نمیدهد. اغلب در فصل جفتگیری بین گوزنهای نر بر سر جفتگیری درگیریهای شدیدی رخ میدهد و گوزن بازنده بایستی قلمرو را به نفع برنده ترک کند و به دنبال قلمرو جدیدی باشد. در فصل جفتگیری، رفته رفته گوزن نر لاغرتر و نحیفتر میشود.