لغت نامه دهخدا
( زبان آتشین ) زبان آتشین. [ زَ ن ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زبان گرم. ( آنندراج ):
در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
تا نپیوستم بخاموشی نیاسودم چو شمع.صائب.
( زبان آتشین ) زبان آتشین. [ زَ ن ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زبان گرم. ( آنندراج ):
در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
تا نپیوستم بخاموشی نیاسودم چو شمع.صائب.
( زبان آتشین ) کنایه از زبان گرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دهان گاز صد زخم نمایان خورده ایم تا زبان آتشین را شمع محفل کرده ایم
💡 گرچه دارم صد زبان آتشین چون آفتاب از گناه خویش پرسیدن نمی آید ز من
💡 گر زبان آتشین چون شمع داری در دهن پیش صبح خوش نفس خاموش می باید شدن
💡 به بزمش بلبل و پروانه بسیارند می دانم زبان آتشین دارم که تاب یک سخن دارد
💡 از غبار دل، زبان آتشین گفتار من زنده زیر خاک صائب چون چراغ آسیاست
💡 زبان آتشین از سرزنش سالم نمی ماند که رزق گاز گردد شمع هر جا سر برون آرد