لغت نامه دهخدا
روباه یار. ( ص مرکب، اِ مرکب ) یار روباه مانند. یاردورو و نیرنگ باز: او را زنی بود به وعده روباه یاری، به عشوه شیرشکاری. ( سندبادنامه ص 212 ).
روباه یار. ( ص مرکب، اِ مرکب ) یار روباه مانند. یاردورو و نیرنگ باز: او را زنی بود به وعده روباه یاری، به عشوه شیرشکاری. ( سندبادنامه ص 212 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بخت یار نباشد جفا کند ایام چو شیر بسته بماند غلو کند روباه