لغت نامه دهخدا
( رشک آور ) رشک آور. [ رَ وَ ] ( نف مرکب ) رشک آورنده. حسود و رشک برنده. ( ناظم الاطباء ). به معنی حسود است. ( از شعوری ج 2 ورق 5 ). رشکور. رشکین. ( یادداشت مؤلف ). || گاهی به معنی غیور و باتعصب آید. ( از شعوری ج 2 ورق 5 ).
( رشک آور ) رشک آور. [ رَ وَ ] ( نف مرکب ) رشک آورنده. حسود و رشک برنده. ( ناظم الاطباء ). به معنی حسود است. ( از شعوری ج 2 ورق 5 ). رشکور. رشکین. ( یادداشت مؤلف ). || گاهی به معنی غیور و باتعصب آید. ( از شعوری ج 2 ورق 5 ).
( رشک آور ) رشک آورنده. حسود و رشک برنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با ما سبک عنان و به غیری گران رکاب رشک آور است سخت شتاب و درنگ تو
💡 چومهتر بود بر تو رشک آوری چوکهتر بود زو سرشک آوری