لغت نامه دهخدا
ذومقول. [ م ِ وَ ] ( ع ص مرکب ) صاحب زبان فصیح و گویا.
ذومقول. [ م ِ وَ ] ( ع ص مرکب ) صاحب زبان فصیح و گویا.
صاحب زبان فصیح و گویا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمان پخش: یکشنبهها ساعت ۲:۳۰ به وقت تهرانمجری سابق: مریم عرفانمجری فعلی: مریم زهدیبرنامهای که به مقولات ادبیات و فرهنگ و هنر میپردازد. این برنامه شامل گزارشهای مختلف از اتفاقات فرهنگی، هنری ایران و جهان است.
💡 ... البته اگر موجود را منحصر در موجود مادّى بدانيم يا آنچه به چشم مشاهده مى شود -چنان كه عوام معتقدند - نه اضافه موجود است نه ساير مقولات اضافى و اين سخن موافق اصطلاح عوام است و خواجه - عليه الرحمه - در اين كلام با متكلّمان تسامح نموده است.
💡 انتزاعگرایی هندسی یکی از شاخههای هنر انتزاعی در سدهٔ بیستم است که بنای آن بر بهکارگیری شکلهای هندسی دوبعدی یا سهبعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگهای ناب و یکدست برای شکل بخشیدن به مقولات و مفاهیمی چون انضباط، تعادل، توازن و ساماندهی و حتی تناسبات هندسی و معادلات ریاضی شکل میگیرد.
💡 هرچند امروزه مطالعات تطبیقی، آن مفهوم محدود و سنتی را ندارد و در رشتههای مختلف به قرائتهای موازی آثار و مقولات فرهنگی گفته میشود.
💡 تا نبینم به زمین جسم عزیز قاسم تا نبینم شده مقول علی اکبر من