ذو العز
لغت نامه دهخدا
ذوالعز. [ ذُل ْ ع ِزز ] ( ع ص مرکب ) خداوند ارج. داری ارجمندی. || ( اِخ ) نامی از نامهای صفات حضرت رب العزة.
فرهنگ فارسی
۱- صاحب عزت خداوند ارج ارجمند. ۲- صفتی است از صفات خدای تعالی.
جمله سازی با ذو العز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قال على عليه السلام: افّ لكم لقد سئمت عتابكم ارضيتم بالحياة الدنيا من الا خرةعوضا و بالذّل من العز خلفا اذا دعوتكم الى جهاد عدوّكم دارت اعينكم كانّكم من الموت فىغمرة. بحار/34/74
💡 گر زیست درجداییت، ازجان سخت اوست ور مرد در غم تو لک العز و البقا
💡 هست رکن العز و الاقبال والدین نام تو بهتر از تو سلطنت رکنی ندارد مجملا
💡 (( قال على عليه السلام: من سره الغنى بلامال و العز بلاسلطان و الكثرة بلاعشيرةفليخرج من ذل معصية الله سبحانه الى عز طاعته.)) (497)
💡 گردون به لاجورد ابد بر کتابهاش تحریر کرده « دام لک العز و البقا »