لغت نامه دهخدا
( رب العزة ) رب العزة. [ رَب ْ بُل ْ ع ِزْ زَ ] ( ع اِ مرکب ) پروردگار عزت و سرافرازی. ( ناظم الاطباء ). صاحب عزت. || ( اِخ ) نام خدای تعالی: و شب چهارم فرمان رب العزة دررسد از همانجا که فرورفتی برآی. ( قصص الانبیاء ص 15 ).
( رب العزة ) رب العزة. [ رَب ْ بُل ْ ع ِزْ زَ ] ( ع اِ مرکب ) پروردگار عزت و سرافرازی. ( ناظم الاطباء ). صاحب عزت. || ( اِخ ) نام خدای تعالی: و شب چهارم فرمان رب العزة دررسد از همانجا که فرورفتی برآی. ( قصص الانبیاء ص 15 ).
خداوند عزت، خدای تعالی.
( اسم ) پروردگار سرافرازی خداوند عزت خدای تعالی: چون بود در کار رب العزه یار کی گشاید از عزیز مصر کار ?. ( مصیبت نامه عطار )
پروردگاز عزت و سرافرازی صاحب عزت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور بادا و هلاک دور بادا و هلاک، چنانستی که رب العزه فرمودی: بنده من، او که ترا شفیع است چون بدانست جفاهای تو، از تو بیزار گشت تا بدانی که جز حلم من، نکشد بار جفاء ترا، جز فضل من نپوشد عیب و عوار تو.
💡 یکی زبیره. دیگر ام عیسی. سوم نهدیه با دختر وی. پنجم کنیزکی مسلمان در بنی عدی بن کعب. قوله: وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی، این هم دعاء بو بکر است که کار فرزندان خود را از اللَّه اسلام خواست، و رب العزه دعاء وی اجابت کرد و همه را اسلام کرامت کرد و این کرامت از صحابه هیچ کس را نبود مگر بو بکر را.