واژه «ذو اصابع» یک ترکیب عربی است که از دو بخش «ذو» به معنای صاحب یا دارای و «أصابع» به معنای انگشتان تشکیل شده است. این ترکیب در معنای لغوی به «دارای انگشتان» یا «صاحب انگشت» اشاره دارد و یک وصف برای بیان ویژگی ظاهری به شمار میرود. ریشه واژه «أصابع» جمع «إصبع» است که در زبان عربی به معنای انگشت دست یا پا به کار میرود. این عبارت در متون کهن عربی و فارسی گاهی برای توصیف افراد یا موجوداتی با ویژگی خاص در دست یا پا استفاده شده است. در برخی موارد تاریخی و ادبی، «ذو إصبع» یا «ذو الأصابع» به عنوان لقب یا نام برای اشخاص خاص نیز دیده میشود. همچنین در کاربردهای غیرانسانی، این واژه ممکن است به گیاهانی با بخشهای انگشتمانند مانند «پنجانگشت» اشاره داشته باشد. از نظر زبانی، این ترکیب نمونهای از ساختارهای وصفی در عربی است که با «ذو» برای بیان مالکیت یا ویژگی به کار میرود. کاربرد آن بیشتر در متون قدیمی و لغوی دیده میشود و در زبان عربی معاصر استفاده روزمره ندارد. این واژه نشاندهنده شیوه توصیف دقیق و تصویری در زبان عربی برای بیان ویژگیهای ظاهری یا نمادین است. در مجموع، «ذو أصابع» به معنای «دارای انگشتان» است و در متون مختلف برای توصیف انسان، موجود یا حتی گیاه با ویژگی انگشتمانند به کار رفته است.
ذو اصابع
لغت نامه دهخدا
ذواصابع. [ اَ ب ِ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) خداوند انگشتان. انگشت وَر.
فرهنگ فارسی
خداوند انگشتان انگشت ور.