دیگ بجوش اوردن

لغت نامه دهخدا

( دیگ بجوش آوردن••• ) دیگ بجوش آوردن. [ ب ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از پخته و کامل شدن و تأمل کردن. ( آنندراج ):
بدینگونه میزیست با رای و هوش
ز هر دانش آورده دیگی بجوش.نظامی.

فرهنگ فارسی

( دیگ بجوش آوردن ) کنایه از پخته و کامل شدن.

جمله سازی با دیگ بجوش اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روشنی بایدت چو شمع بسوز پختگی بایدت چو دیگ بجوش

💡 بنابر قولی دیگر او را به بند کشیده و از سقف مطبخ عمارت پادشاهی آویزان کردند. دیگ بسیار بزرگی را پر از آب نموده و هیزم فراوان زیر آن روشن کردند تا آب داخل دیگ بجوش آمد و سپس ابراهیم خان کلانتر را آرام آرام با طناب به داخل دیگ آبجوش فرو بردند و به قتل رسید. دارایی‌های او به نفع شاه ضبط شد و سمتش به میرزا محمدشفیع آصف‌الدوله رسید. به گفته یرواند آبراهامیان در ایران بین دو انقلاب، او در روغن جوشانده شد.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز