لغت نامه دهخدا
دژخدایی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) حکومت جور. حکومت استبدادی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به دژخدای شود.
دژخدایی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) حکومت جور. حکومت استبدادی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). و رجوع به دژخدای شود.
حکومت جور حکومت استبدادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاش بینند بی خبران حسن ترا تا بدانند که ما را چه خدایی بودست
💡 یک نظرسنجی صورت گرفته توسط بیبیسی در سال ۲۰۰۴ نشان داد تعداد مردم آمریکا که به هیچ خدایی اعتقاد ندارند بین ۹–۱۰٪ است. یک نظرسنجی گالوپ در ۲۰۰۸ رقم کوچکتر ۶٪ را در خصوص افرادی که به هیچ خدا یا روح جهانی باور ندارند نشان داد.
💡 گاهی رخ تو سجده برد مشتی دون را گه باز کند زلف تو دعوی خدایی
💡 کیتوم یکی از خداییان مرتبط با قانون و عدالت بود. او را میتوانستند در متنهای حقوقی در جایگاه یک شاهد الهی فرا بخوانند.
💡 مکن تلاش رهایی ز زلف او صائب که از کمند خدایی نجات ممکن نیست
💡 سامرییی خود که باشد ای سگان که خدایی بر تراشد در جهان