ده شاهمیر

لغت نامه دهخدا

ده شاهمیر. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل.واقع در 8هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد نزدیک مرز افغانستان. سکنه آن 99 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده شاهمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راجاتارانگینی یا راجه تارانگینی (به معنی رود پادشاهان) کتابی است نوشته پاندیت کلهن پیرامون تاریخ پادشاهان شمال غرب هند بخصوص کشمیر. این کتاب در دوران زین العابدین شاهمیری پادشاه سلسله شاهمیری هند به فارسی بازگردانده شد. وی فارسی را نیز در کشمیر به زبان رسمی دیوانی مبدل ساخت.

💡 زین العابدین شاهمیری یکی از فرمانروایان سلسله شاهمیری در جامو و کشمیر بود. ویزبان فارسی را بعنوان زبان رسمی دبار برگزید. در دوران وی برخی آثار سانسکریت به فارسی ترجمه شد و برخی آثار فارسی همچون یوسف و زلیخا به سانسکریت.

💡 سلسله شاهمیری توسط شاهمیر در کشمیر بنیانگذاری شد. در این دوران و خصوصاً زین العابدین شاهمیری که مقارن حمله تیمور به ایران بود عده‌ای از ایرانیان خصوصاً سادات و دروایش به کشمیر مهاجرت کرده و مورد تکریم وی قرار گرفتند. زبان فارسی نیز در کشمیر بعنوان زبان رسمی حکومتی انتخاب شد و گسترش یافت.