لغت نامه دهخدا
دزددان. [ دُ ] ( اِ مرکب ) سوراخی در دیوار که در وی کلیدان در داخل شود. || زره چفت. || دار و صلیب. ( ناظم الاطباء ).
دزددان. [ دُ ] ( اِ مرکب ) سوراخی در دیوار که در وی کلیدان در داخل شود. || زره چفت. || دار و صلیب. ( ناظم الاطباء ).
سوراخی در دیوار که در وی کلیدان در داخل شود. یا دار و صلیب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایستاده چو دزد پنهانی وانچه دانی چنانکه میدانی!
💡 چه دانی که همدست گردند و یار یکی دزد باشد، یکی پردهدار