دررفتگی باز
مترادفها
دررفتگی آشکار
فرهنگستان زبان و ادب
{open dislocation, compound dislocation} [ارتاپزشکی] نوعی دررفتگی که در آن قطعات سر استخوان های دررفته به محیط خارج راه پیدا کند
ویکی واژه
نوعی دررفتگی که در آن قطعات سر استخوانهای دررفته به محیط خارج راه پیدا کند.
جمله سازی با دررفتگی باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با پین شدن یک در رفتگی، نیروی زیادی برای از بین بردن آن نیاز داریم که در دمای اتاق این موضوع امکان پذیر نیست و در رفتگی باز نمیشود. این یک نقطه تسلیم بالایی مشاهده شده در نمودار تنش-کرنش ایجاد می کند. فراتر از نقطه تسلیم بالایی، نابجایی پین شده به عنوان منبع فرانک-رید برای ایجاد نابجایی های جدید که پین نشده اند عمل می کند. این دررفتگیها آزادانه در کریستال حرکت میکنند، که منجر به نقطه تسلیم پایینتر بعدی میشود و ماده به شکل پلاستیکیتری تغییر شکل میدهد.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق بیمار اعلام کرد که او دچار یک دررفتگی باز در ناحیه شانه شده است که نیاز به جراحی فوری دارد.
💡 در تصادفات پرحجم جادهای، دررفتگی باز مفصل زانو یکی از آسیبهای جدی است که میتواند منجر به عفونت شدید در بافتهای داخلی شود.
💡 تیم اورژانس بلافاصله اقدامات لازم را برای تثبیت عضو آسیبدیده انجام داد تا وضعیت دررفتگی باز بیمار قبل از رسیدن به بیمارستان وخیمتر نشود.