لغت نامه دهخدا
درخت ستون. [ دِ رَ ت ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): چرا می نگری پاره خاشاک که در چشم دیگریست و آن درخت ستون که در چشم تست نمی بینی. ( ترجمه دیاتسارون ص 76 ).
درخت ستون. [ دِ رَ ت ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دار. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): چرا می نگری پاره خاشاک که در چشم دیگریست و آن درخت ستون که در چشم تست نمی بینی. ( ترجمه دیاتسارون ص 76 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بانگی از اژدها برآمد سخت در سر افتاد چون ستون درخت
💡 دو دست و دو پایش چو سیمین ستون دو دندان درخت و دو دیده چو خون