لغت نامه دهخدا
دربوب. [ دَ رَ ] ( ع ص ) ستور رام. ( ناظم الاطباء ). دروب. دربوت. و رجوع به دروب شود.
دربوب. [ دَ رَ ] ( ع ص ) ستور رام. ( ناظم الاطباء ). دروب. دربوت. و رجوع به دروب شود.
ستور رام دروب دربوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جای حق است دل بوب از غیر غیر باطل بود بحق پرواز