لغت نامه دهخدا
داوری انداختن. [ وَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) داوری افکندن. داوری بپا کردن. رجوع به داوری شود. ( آنندراج ).
داوری انداختن. [ وَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) داوری افکندن. داوری بپا کردن. رجوع به داوری شود. ( آنندراج ).
داوری افکندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نامبرده در اوایل سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را برای پیشرفت و ترقی موای تای در افغانستان آغاز کرد. آنها باوجود مشکلات اقتصادی و امنیتی توانستند فدراسیون این سبک ورزشی را در افغانستان به صورت مستقل ثبت و ثبت نمایند. بعد از ثبت و مستقل شدن این سبک ورزشی در کمیته ملی المپیک این این مربیان به جلب و جذب آموزش و پروش شاگردان پرداختند. در سهماهه اول نزدیک به چهل تن از ورزش کاران شهر کابل از قوانین مربیگری و داوری و فنون فنی تای بوکسینگ آموزش دیدند. مربی این آموزش روحالله حسینی بود. درسه ماه دوم سمینارهای مربیگری و داوری و همایشها و براه انداختن مسابقات به منظور انتخاب ورزش کاران در تیم ملی اعطای نمایندگی در ولایات، مصاحبههای تلویزیونی غرض پیشرفت تبلیغ مروج این فن توسط استاد امیرحسین حسینی صورت گرفت. امیرحسین فعلاً ریاست این فدراسیون را به عهده دارند.
💡 الوهیم به ابراهیم (که در این نقطه از داستان ابرام نام دارد) و ساره (که او نیز در این نقطه نامش سارای است) وعده فرزندی داده بود اما بعد از گذشت ۱۰ سال این وعده هنوز محقق نشده بود؛ نتیجتاً، ساره برده مصری خود هاجر را به ابراهیم بخشید تا با او آمیزش کند و بدین طریق ساره صاحب فرزندی شود. این شیوه فرزندآوری (از طریق زن یا مردی دیگر) رسمی رایج در خاورمیانه باستان بودهاست. زمانیکه هاجر از ابراهیم حامله شد به دیده تحقیر به ساره نگریست و ساره به همین دلیل شکایت نزد ابراهیم برد؛ ساره به ابراهیم گفت: «ظلمی که بر من رفته بر گردن توست! بادا که الوهیم میان من و تو داوری کند.» اما ابراهیم پاسخ داد: «آن برده در اختیار توست. هر چه خواهی با او بکن.» پس ساره با هاجر بدرفتاری کرد و به همین دلیل، هاجر از خانه گریخت و راه مصر در پیش گرفت. مضامین داستان خروج بردگان اسرائیلی از مصر به رهبری موسی اینجا برعکس شدهاست: برده مصری از خانه صاحبان اسرائیلیاش میگریزد و مقصدش مصر است. فرار هاجر از خانه ابراهیم نسخه دیگری از همان قصه بیرون انداختن او و اسماعیل از خانه توسط ابراهیم است. هر دو این قصهها در واقع نسخههای مختلفی از یک قصه عامیانه قدیمیتر هستند.