واژهٔ خیمه نشین ترکیبی است از دو جزء خیمه و نشین، که بهصورت صفت یا اسم برای توصیف فرد یا گروهی بهکار میرود که سکونتگاه اصلی آنان خیمه است. در ساختار این ترکیب، خیمه اشاره به چادرهای قابل حمل و موقتی دارد که معمولاً از پارچه یا پوست حیوانات ساخته میشود، و پسوند نشین بر ساکن بودن و اقامت در چنین فضایی دلالت میکند. بنابراین، خیمه نشین بهطور تحتاللفظی به معنی ساکن خیمه یا اقیمتکننده در خیمه است و بر سبک زندگی مبتنی بر سکونت غیردائم در چادر تأکید دارد.
این اصطلاح عمدتاً بر جوامع و گروههایی اطلاق میشود که شیوهٔ زندگی کوچنشینی یا نیمهکوچنشینی دارند و بر پایهٔ فعالیتهایی مانند دامپروری، تجارت سیار یا شرایط محیطی خاص، ناگزیر به جابهجایی و اقامت در خیمه هستند. در طول تاریخ، اقوام بسیاری همچون عشایر و قبایل صحراگرد، بهدلیل نیاز به بهرهبرداری از مراتع و منابع طبیعی پراکنده، خیمهنشینی را به عنوان شیوهٔ معمول زندگی برگزیدهاند. همچنین، در متون ادبی و تاریخی فارسی، گاه این واژه برای اشاره به مردمانی بهکار رفته که در بیابانها یا سرزمینهای بایر و بدون سکونتگاه دائمی زندگی میکنند.
با این حال، خیمه نشینی در کاربردهای امروزی میتواند دارای بار معنایی گستردهتری نیز باشد؛ از جمله اشاره به وضعیت موقتی و ناپایدار سکونت، مانند زندگی در اردوگاههای پناهندگان یا مناطق بحرانزده. این واژه در متون رسمی و پژوهشی اغلب برای توصیف الگوهای زیستی خاص و مطالعات انسانشناسی اجتماعی بهکار میرود. بهطور کلی، خیمه نشین نه تنها بر بعد فیزیکی سکونت در چادر، بلکه بر مجموعهای از ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مرتبط با این شیوهٔ زندگی دلالت دارد.