کلمهی «خیار هندی» در زبان فارسی بهطور رایج به معنای «هندوانه» است و این ترکیب در لغتنامههای قدیمیتر مانند لغتنامه دهخدا برای اشاره به میوهای خاص به کار رفته است. در واقع، «خیار هندی» ترکیبی است که در آن واژه «خیار» به معنی خیار (نوعی سبزیجات) و واژه «هندی» به معنای «هندوستانی» یا «از هند آمده» است. در گذشته، برخی از میوهها و سبزیجاتی که وارد ایران میشدند، به نام محل اصلی یا منطقهی تولید آنها شناخته میشدند. به همین دلیل، این ترکیب به هندوانهای اطلاق میشد که از هند به ایران وارد میشد یا ویژگیهای مشابه به آن داشت. در واقع، در آن زمان که هندوانه در ایران بهطور گسترده شناخته نمیشد، مردم آن را «خیار هندی» مینامیدند. امروزه اصطلاح «خیار هندی» بهطور عمومی دیگر استفاده نمیشود و واژه «هندوانه» جایگزین آن گردیده است. با این حال، این اصطلاح همچنان در برخی از منابع قدیمی دیده میشود و نمادی از شیوههای نامگذاری و شناخت میوهها در گذشته است.
خیار هندی
لغت نامه دهخدا
خیارهندی. [ رِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هندوانه:
هست در شهر ابرقوه خیار هندی
کز بزرگی بود آن تخم دو تا یک خروار.بسحاق اطعمه.
فرهنگ فارسی
هندوانه
جمله سازی با خیار هندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتمالاً از فارسی میانه angArah «هندوانه». خیار ریز هندی که در خیارترشی استفاده میشود.