خوش طبع شدن

لغت نامه دهخدا

خوش طبع شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ طَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) فکاهت. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فکاهت

جمله سازی با خوش طبع شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (صامتا) از دل عشاق محو صبر و ثبات تو خیالان همه خوش طبع و ظریفند نجات

💡 ده سال بر ولی اگر او میزبان بود خوش طبع تر بود، چو شود پیش میهمان

💡 در «مجالس النفائس» در باره او آمده: او از مردم متعین خراسان بود مردی پاکیزه روزگار و صحبت دیده و خوش طبع بود، و خطوط را نیک نویسد اما در لباس و عقد دستار بسیار تکلف میکند.

💡 ببرد از پری چهرهٔ زشت خوی زن دیو سیمای خوش طبع، گوی

💡 نارنک زاد غنچه خوش طبع ترک چشم در خیل صورت تو زده لاف یلدشی

💡 نسیم نیم شبم بر مشام بویی زد سحر شکفته و خوش طبع و تر دماغ شدم

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز