لغت نامه دهخدا
خوش تخم. [ خوَش ْ / خُش ْ ت ُ ] ( ص مرکب ) آنکه فرزندان نیک آرد. آنکه فرزندان خوب آورد. ( یادداشت مؤلف ).
خوش تخم. [ خوَش ْ / خُش ْ ت ُ ] ( ص مرکب ) آنکه فرزندان نیک آرد. آنکه فرزندان خوب آورد. ( یادداشت مؤلف ).
آنکه فرزندان نیک آرد آنکه فرزندان خوب آورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تخم سوخته این شیوه ام خوش آمده است که سبز از نم ابر کرم نمی گردد