خور زدن

لغت نامه دهخدا

خور زدن. [ خوَرْ / خُرْ زَ دَ ] ( مص مرکب )خورشید سر زدن. طلوع آفتاب. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خورشید سر زدن طلوع آفتاب

جمله سازی با خور زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سخن كوتاه اينكه: اين هزاران نفر به ذلت و در زير چكمه هاى دشمن مى ميرند، وهمچنان مرده مى مانند، تاآن كه خداى سبحان روحيه قيام و دفاع از خويشتن را به آنان القامى كند، و همين مردگان تو سرى خور، قيام نموده و حقوق از دست رفته خود را مى طلبند،و در آخر استقلال مى يابند، و اينها كه خدا زنده شان كرده هر چند به حسب اشخاص، غيرآنهائى هستند كه خدا آنها را دچار مرگ ذلت بار كرده بود، به جز اينكه همه در حقيقت يكامتند، كه در دوره اى مرده بودند و در دوره اى ديگر زنده شدند، و در قرآن كريم موردديگرى هست كه خداى تعالى قومى را واحد خوانده، با اينكه اشخاص آن مختلف هستند مانندآيه شريفه: (و اذ انجيناكم من آل فرعون ) كه اولين و آخرين بنى اسرائيل را يك قوم دانسته، به آخرين ايشان مى فرمايد: كه ما شما را از فرعون نجات داديم، با اينكه اولين ايشان را نجات داده بود، و نيز مانند آيه شريفه: (ثم بعثناكم من بعد موتكم ). پر واضح است كه اگر نظريه ما درباره اين آيه درست نباشد ارتباط آيه كه در مقام مثل زدن است، با آيات بعدش كه درباره قتال است برقرار نمى شود، و اين خلاصه اى از گفتار آن مفسر بود.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز