خلافت سریر
لغت نامه دهخدا
خلافت سریر. [ خ ِ ف َ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه تخت او تخت خلافت است. خلیفة:
سلطنت اورنگ خلافت سریر
روم ستاننده ابخاز گیر.نظامی.
فرهنگ فارسی
آنکه تخت او تخت خلافت است
جمله سازی با خلافت سریر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر سریر خلافت او بنشست در گنج وجود را در بست
💡 خلافت فقر با تاج و سریر است زهی دولت که پایان ناپذیر است
💡 در دوران باستان، انتقال قدرت و خلافت سریر معمولاً با مراسمهای بسیار مجلل و حضور بزرگان نظام و دین در دربار انجام میشد.
💡 تاریخ نشان میدهد که نزاعهای قدرت بر سر خلافت سریر، گاهی باعث فروپاشی امپراتوریهای بزرگ و ایجاد هرج و مرج در مناطق وسیعی از جهان میشد.
💡 پادشاه جدید با طی کردن مراحل قانونی و با تایید شوراها، توانست بر خلافت سریر تکیه کند و حکومت خود را به طور رسمی آغاز نماید.