لغت نامه دهخدا
خلافت سریر. [ خ ِ ف َ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه تخت او تخت خلافت است. خلیفة:
سلطنت اورنگ خلافت سریر
روم ستاننده ابخاز گیر.نظامی.
خلافت سریر. [ خ ِ ف َ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه تخت او تخت خلافت است. خلیفة:
سلطنت اورنگ خلافت سریر
روم ستاننده ابخاز گیر.نظامی.
آنکه تخت او تخت خلافت است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سریر خلافت او بنشست در گنج وجود را در بست
💡 خلافت فقر با تاج و سریر است زهی دولت که پایان ناپذیر است