لغت نامه دهخدا
خفیف سالم. [خ َ ف ِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام بحری از بحورعروضی بر وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن، چون:
چرخ انصاف را مدار تویی
باغ اقبال را مدار تویی ؟ ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفیف سالم. [خ َ ف ِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام بحری از بحورعروضی بر وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن، چون:
چرخ انصاف را مدار تویی
باغ اقبال را مدار تویی ؟ ( یادداشت بخط مؤلف ).
نام بحری از بحور عروضی بر وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحر: خفیف مسدس مخبون صدرو ابتدا سالم
💡 انتروسیتهای سالم، آنزیم لاکتاز را به روده کوچک ترشح میکنند. عدم تحمل شیر به دلیل کمبود لاکتاز یکی از علائم عفونت روتاویروس است که میتواند برای هفتهها باقی بماند. عود اسهال خفیف اغلب به دنبال وارد کردن مجدد شیر به رژیم غذایی کودک و به دلیل تخمیر باکتریایی دی ساکارید لاکتوز در روده رخ میدهد.
💡 بحر: خفیف مسدس محذوف صدر و ابتداء سالم