لغت نامه دهخدا
خطیبی کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خطبه خواندن. خطبه خوانی کردن. ( ناظم الاطباء ):
پیش مغی پشت صلیبی مکن
دعوی شمشیر خطیبی مکن.نظامی.|| موعظه کردن. ( ناظم الاطباء ).
خطیبی کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خطبه خواندن. خطبه خوانی کردن. ( ناظم الاطباء ):
پیش مغی پشت صلیبی مکن
دعوی شمشیر خطیبی مکن.نظامی.|| موعظه کردن. ( ناظم الاطباء ).
خطبه خواندن خظبه خوانی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حضور افراد خیلی تفاوت نمیکند، بالاخره هر خطیبی که به نماز جمعه بیاید و برای مردم صحبت بکند، از حق مردم فلسطین دفاع خواهد کرد و با محکوم کردن ظلمهای رژیم اسرائیل علیه ملت فلسطین خواستههای ملت ایران را نیز مطرح خواهد کرد.