لغت نامه دهخدا
خط سرمه. [ خ َطْ طِ س ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که از سرمه در چشم کشند. ( آنندراج ):
سیه مستی بدور نرگست بی تاب می گردد
ز خط سرمه گرد چشم مستت خواب می گردد.بیدل ( از آنندراج ).
خط سرمه. [ خ َطْ طِ س ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که از سرمه در چشم کشند. ( آنندراج ):
سیه مستی بدور نرگست بی تاب می گردد
ز خط سرمه گرد چشم مستت خواب می گردد.بیدل ( از آنندراج ).
خطی که از سرمه در چشم کشند
💡 نیست با حسنت مجالگفتگو آیینه را سرمه میریزد نگاهت درگلو آیینه را
💡 بـسـند صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقولستكه سرمه كشيدن در شب چشم را نفعميرساند و در روز زينت است.
💡 در منطقه فشگلدره معادنی وجود دارد که این کانها از سوی کارشناسان شناسایی شدهاند اما مورد بهرهبرداری قرار نگرفتهاند. از جمله آنهاست: سنگ سرمه - گوگرد - کات کبود - کان آهن - کان مس.
💡 باز این منم که دیده بختم منورست زان خاک ره، که سرمه خورشید انوار است
💡 عمر گفت: نه به خدا! اين كافى نيست ! مگر اينكه شهادت بدهى كه ديدى در آن فرورفته است؛ مانند فرو رفتن ميل در سرمه دان !
💡 عاقبت با گوشه ای از هر دو عالم ساختیم کنج چشم سرمه آلودی هوس داریم ما