لغت نامه دهخدا
خرگوش زدن. [ خ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شکار خرگوش کردن. بشکار خرگوش رفتن. خرگوش شکار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرگوش زدن. [ خ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شکار خرگوش کردن. بشکار خرگوش رفتن. خرگوش شکار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
شکار خرگوش کردن بشکار خرگوش رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دندانهای پیش و دندانهای گونهای خرگوشها آرادیکولار هیپسودونت نامیده میشوند. این دندانها گاهی اوقات با عنوان دندان الدونت نامبرده میشوند. این دندانها دائماً در حال رشد و جوانه زدن هستند. جوانه زدن و رشد دندانها با سایش آنها به وسیلهٔ جویدن و فیبر بالای ماده غذایی در تعادل میباشند.
💡 انتقال بیماری به انسان روشهای گوناگونی دارد که رایجترین راه شامل تماس پوست یا غشاهای موکوسی با خون یا بافتهای حیوانات آلوده است. سایر روشها شامل گزش یک کنه آلوده و کریزوپس، مایت درماسنتور اندرسونی، ساس، مگس اصطبل، کک، تماس با مایعات آلوده، دست زدن یا خوردن گوشت خرگوش کامل نپخته شده است. راههای ناشایع انتقال بیماری شامل نوشیدن آب آلوده، تنفس گرد و غبار آلوده یا دست زدن به پوست یا پنجه زدن حیوان آلوده است.