خرامش گاه

لغت نامه دهخدا

خرامش گاه. [ خ َ م ِ ] ( اِ مرکب ) جای خرامیدن. محل خرامیدن. آنجا که خرامش واقع می شود. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جای خرامیدن محل خرامیدن

جمله سازی با خرامش گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرامش موج آب زندگانی مقامش جلوه گاه کامرانی

💡 ما ز تو نزدیک می شویم به مردن گاه خرامش مگر تو عمر روانی

💡 کج می نهی به گاه خرامش به دیده پای افگار گشت چشم من، این کج روی مکن

💡 گاه گاهی خرامشی نکنی بر سر خاک یار دیرینه

💡 این فیض بس که گاه خرامش تو ای سپند سرگرم سیر عالم بالا شدی و من