لغت نامه دهخدا
خارج از حد بودن. [رِ اَ ح َدد دَ ] ( مص مرکب ) بیرون از اندازه بودن.
خارج از حد بودن. [رِ اَ ح َدد دَ ] ( مص مرکب ) بیرون از اندازه بودن.
بیرون از اندازه بودن
💡 این جشنوارهٔ فیلم، در سال ۲۰۰۳ میلادی بنیان نهاده شد و فقط به تولیداتِ سینماییِ هنرمندانِ ویتنامی اختصاص دارد که در خارج از مرزهای این کشور زندگی میکنند.
💡 پیاپی مایلست این دل به قرب نقطهٔ خالش دریغ ار خارج از مرکز نیفتادی مدار من!
💡 در سال ششم هجرت، این پیمان صلح سبب انتشار اسلام در بین عربستان و در خارج از مرزهای عربستان شد.
💡 شب و روزم چه بود زلف و بناگوش بتان خارج از رسم جهان لیل و نهاری دارم
💡 • داور بیش از ٥٠ مسابقه و جشنواره عکاسی در ایران و خارج از ایران.
💡 خارج از هر دو جهان است خرابات آنجا تا مجرد نشوی از دو جهان ره ندهند