لغت نامه دهخدا
خار در پای شدن. [ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب م ) خار و تیغ در پای انسان شدن. شاکه. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ).
خار در پای شدن. [ دَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب م ) خار و تیغ در پای انسان شدن. شاکه. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ).
خار و تیغ در پای انسان شدن. شاکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل بی خار در آنجاست به خرمن، ورنه تار گلدسته و آن موی میان هر دو یکی است
💡 خیال او زشوخی خار در پیراهنم ریزد پس از عمری که مژگانم به مژگان آشنا گردد
💡 پندار سر خر و بن خار در عرصهٔ بوستان ببینم
💡 گرین گل ازان گل یکی لطف بردی نکردی یکی خار در باغ خاری
💡 گریه سنگدل از بس که فشرده است مرا خار در دیده آیینه زند تمثالم