لغت نامه دهخدا
خاتون صبح. [ ن ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است:
بر سر بیرق بلاف پرچم گوید منم
طره خاتون صبح بر تُتق روزگار.عماد عزیزی ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).
خاتون صبح. [ ن ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خورشید است:
بر سر بیرق بلاف پرچم گوید منم
طره خاتون صبح بر تُتق روزگار.عماد عزیزی ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).
کنایه از خورشید است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حكيمه خاتون گفت: (بعد از چند روز، امام حسن عليه السلام وفات كرد و اكنون من،حضرت صاحب الامر عليه السلام را در صبح و شام مى بينم و از هر چه كه از من مىپرسند، آن جناب، مرا خبر مى دهد و من نيز ايشان را خبر مى دهم.