حلوا پزی

لغت نامه دهخدا

حلواپزی. [ ح َ پ َ ] ( اِ مرکب ) دکان حلواپزی:
در آن حلواپزی کرد آتش نرم
که حلوا را بسوزدآتش گرم.نظامی.بحلواپزی صد کس آتش کند
بحلوا دهان را یکی خوش کند.نظامی.|| ( حامص مرکب ) شغل و کار حلواپز.

فرهنگ فارسی

۱ - شغل و عمل حلوا پز. ۲ - ( اسم ) دکان حلوا پز

جمله سازی با حلوا پزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا پزی در دیگ سر سودای سود کی چشی هرگز تو از حلوای عشق

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز