جامه نمازی کرد
لغت نامه دهخدا
جامه نمازی کردن. [ م َ / م ِ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از شستن و پاک کردن. ( آنندراج ):
ما جامه نمازی به سر خم کردیم
از خاک خرابات تیمم کردیم.غزالی ( از آنندراج ).
جمله سازی با جامه نمازی کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو خوب رو به هر آلایشی قبول دلی مساز جامه نمازی، رخ نمازی بس
💡 نظر به دیده پاک است ابر رحمت را چو قطره دامن تر جامه نمازی ماست
💡 ما جامه نمازی به لب خُم کردیم خود را به می ناب بمردم کردیم
💡 مرا خرقه به خون دیده پالود به خون جامه نمازی تا به کی بی
💡 تا شرع ندانی نخوری نان حلالی تا پاک نشوئی نشود جامه نمازی
💡 پیرمرد با آرامش تمام جامه نمازی کرد و سپس با قدمهایی آهسته و سنگین به سمت محراب مسجد قدیمی در آن روستای دورافتاده رفت.
💡 او پیش از شروع مراسم مذهبی، به دقت جامه نمازی کرد تا اطمینان حاصل کند که تمام شرایط برای عبادت در پاکی فراهم است.
💡 زن با وقار تمام جامه نمازی کرد و در گوشهای از اتاق نشست تا با تمرکز کامل به خواندن کتابهای مقدس خود بپردازد.