لغت نامه دهخدا
تهی شهر. [ ت ُ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوهبنان بخش راور است که در شهرستان کرمان واقع است و 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
تهی شهر. [ ت ُ ش َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کوهبنان بخش راور است که در شهرستان کرمان واقع است و 300 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
دهی از دهستان کوهبنان بخش راور است که در شهرستان کرمان واقع است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به لشکر چنین گفت شهری که شاه گرفتار گشت و تهی ماند گاه
💡 در شهر کس نماند از آن شد کسی رقیب فرزین شدو پیاده چو گردد تهی بساط
💡 ساختارگرایی نام جنبشی در معماری و شهرسازی است که در حدود اواسط قرن بیستم میلادی اتفاق افتاد. این جنبش، واکنشی به عملکردگرایی کنگره بینالمللی معماری مدرن که به بیانی تهی از زندگی از برنامهریزی شهری انجامیده بود که هویت باشندگان و ساکنین و فرمهای شهری را نادیده میگرفت.
💡 گرسنه از درد، دلش همچو تهی طبل شهر خبر سازد، ار نماید تقدیر
💡 سپه بر در شهر خمدان شتافت تهی دید دروازه، دشمن نیافت