لغت نامه دهخدا
تنگ و ترش. [ ت َ گ ُ ت ُ رُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) ناموزون و کوتاه و تنگ، در صفت جامه: جامه ای تنگ و ترش؛ جامه ای تنگ و بی اندام. جامه ای کوتاه و تنگ و ناموزون. لباسی بدشکل. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تنگ و ترش. [ ت َ گ ُ ت ُ رُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) ناموزون و کوتاه و تنگ، در صفت جامه: جامه ای تنگ و ترش؛ جامه ای تنگ و بی اندام. جامه ای کوتاه و تنگ و ناموزون. لباسی بدشکل. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
💡 به عبارت ديگر، اسلام حقيقت بزرگى است كه در سينه هاى تنگ و كوچك جاى نمى گيرد،بلكه نياز به روحيّه اى خاص و سينه اى پهناور دارد. و خداوندمتعال چنين قابليّت درونى را به كسانى كه لياقتش را داشته باشند عنايت مى فرمايد.
💡 تومون غری: شلواری هست که در لباس زنانه بیشترین پارچه را مصرف میکند و معمولاً از هفت تا دوازده متر میباشد که در ناحیه قد تنگ و دارای چین میباشد و در قسمت پایین آن فراخ و چینهای آن به این شلوار زیبایی خاصی میدهند همچنین قسمت پایین این شلوار با نوارهایی تزئین میشود
💡 اتفاقا در يكى از شب هاى تاريك آخر ماه كه به طرف منزلم مى رفتم، راه را گم كردم وندانسته و به محله دور افتاده و به كوچه هاى تنگ و وحشتناك رسيدم. در آن ساعت، ازشدت ظلمت، چنين احساس كردم كه در درياى سياه و بى كرانى كه دو كوه بلند تيره آن رااحاطه كرده است، در حركتم و امواج سهمگينش گاهى بلند مى شود و به جلو مى آيد وگاهى فروكش مى كند و به عقب مى گردد.
💡 حسين بن منصور حلاج نماينده روشنفكران مسئول عصر خويش است. نهضت روشنفكرى دردوره او به اوج خود رسيده بود و حلاج در اعتراض به وضع موجود فكرى - فرهنگى -سياسى عصر خود، فرياد كشيد. خليفه و خداى خليفه را زيرسئوال برد و از كوچه هاى تنگ و تاريك و خون گرفته بغداد تا ريگزارهاى تفديدهحجاز با حركات و اقدامات اعتراضى خود مردم را متوجه وضع موجود نمود.
💡 بباشیم تا دشمن از آب و نان شود تنگ و زنهار خواهد بجان
💡 بار ديگر به عنوان دلدارى و تقويت هر چه بيشتر روحيه پيامبر (صلى الله عليه و آلهو سلم ) اضافه مى كند: (ما مى دانيم كه سخنان آنها سينه تو را تنگ و ناراحت مىسازد)