تنگ استین
متضادها
گشاد استین
لغت نامه دهخدا
( تنگ آستین ) تنگ آستین. [ ت َ] ( ص مرکب ) مفلس و تهی دست و بی نوا. || دین دار. ( ناظم الاطباء ). وحید در حاشیه خسرو و شیرین نظامی ص 43 آرد: تنگ آستین بودن؛ کنایه از عصمت و بخشش نکردن. ضد فراخ آستین بودن که سخاوت است:
پرندش درع و از درع آهنین تر
قباش از پیرهن تنگ آستین تر.نظامی.رجوع به تنگ و تنگ آستینی شود.
فرهنگ فارسی
( تنگ آستین ) مفلس و تهی دست و بی نوا. تنگ آستین بودن.
جمله سازی با تنگ استین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرندش درع و از درع آهنینتر قباش از پیرهن تنگ آستینتر
💡 هر بوی خوش که باد ز زلفت برد به باغ اندر قبای غنچه تنگ آستین نهد