تراب الوده
لغت نامه دهخدا
( تراب آلوده ) تراب آلوده. [ ت ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خاک آلوده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
پاک و صافی شو و از چاه طبیعت بدرآی
که صفایی ندهد آب تراب آلوده.حافظ.بوسه ازتشنه لبی سینه گذارد بر خاک
تا شد از خط، لب لعل تو تراب آلوده.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( تراب آلوده ) خاک آلوده.
جمله سازی با تراب الوده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوسه از تشنه لبی سینه گذارد بر خاک تا شد از خط لب لعل تو تراب آلوده
💡 ممکن است و نگرفته است صفات امکان بوتراب است نگشته به تراب آلوده