آلوده دامان
مترادفها
رسوا، بیآبرو، ننگین
متضادها
پاک، پاکدامن، بیگناه
لغت نامه دهخدا
( آلوده دامان ) آلوده دامان. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آلوده دامن. آنکه دامن ملوث دارد. مجازاً، که عفیف نباشد. بی عفاف. فاسق. فاجر:
گرمن آلوده دامنم نه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست.حافظ.|| عاصی. گناهکار. ( برهان ).
فرهنگ فارسی
( آلوده دامان ) ( صفت ) ۱ - آنکه دامن ملوث دارد. ۲ - آنکه عفیف نباشد بی عفاف فاسق. ۳ - گناهکار عاصی مقابل پاک دامان.
ویکی واژه
آلودهدامان
(قدیم): آلوده دامن. تو را پاک آفرید ایزد ز خود شرمت نمیآید/ که روزی پاک بودستی کنون آلوده دامانی؟ «پرویناعتصامی»
جمله سازی با آلوده دامان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرشک از ننگ دامنشان به سوی دیده برگردد زنند اما ملک را طعنه آلوده دامانی
💡 بخت کوس مقبلی زد کز قضا شد نامزد همچو من آلوده دامانی به عشق پاک او
💡 تا گریبان دامن از خار تعلق چیده ام همچو بحر از خار و خس آلوده دامان نیستم
💡 مصور گر کشد تمثال ما ز آلوده دامانی عجب نبود ورق از خود فشاند کرده ما را
💡 پای خواب آلوده دامان صحرا می کند آهوی رم کرده را گیرایی مژگان تو
💡 سوی محرابم مخوان ای پاک دین بهر خدای زانکه در بزم شراب، آلوده دامانم چو شمع
💡 در داستانهای حماسی، قهرمان داستان همواره تلاش میکند تا با حفظ شرافت و پاکدامنی، از اینکه دامنش به گناه یا شر آلوده شود، پرهیز کند.
💡 شاعر در این بیت، با استفاده از تعبیر آلوده دامان، به شدت بر لزوم حفظ طهارت روحی و دوری از رفتارهای ننگین در برابر پروردگار تاکید میکند.
💡 او با وجود تمام وسوسههایی که در مسیر زندگی با آنها روبرو بود، همواره سعی کرد که روحش آلوده دامان نماند و پاکی خود را حفظ کند.