الوده دامان

لغت نامه دهخدا

( آلوده دامان ) آلوده دامان. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آلوده دامن. آنکه دامن ملوث دارد. مجازاً، که عفیف نباشد. بی عفاف. فاسق. فاجر:
گرمن آلوده دامنم نه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست.حافظ.|| عاصی. گناهکار. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( آلوده دامان ) ( صفت ) ۱ - آنکه دامن ملوث دارد. ۲ - آنکه عفیف نباشد بی عفاف فاسق. ۳ - گناهکار عاصی مقابل پاک دامان.

جمله سازی با الوده دامان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برآورد آن که از دوزخ من آلوده دامان را مرا ای کاش می آورد از شرمندگی بیرون

💡 مانده ای ز آلوده دامانی تو در زندان جسم ور نه از دیوار در بر ماه کنعان وا شود

💡 ز هستی پاک شو گر مرد راهی کاندرین وادی گرانیهاست رخت رهرو آلوده دامان را

💡 وه که شد آلوده دامان آن که در تمکین حسن خنده بر مستوری صد پاکدامن کرده است

💡 مانم به خاک کم بها، لب تشنهٔ آب وفا کز جرعهٔ هیچ آشنا آلوده دامان نیستم

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز