تخمه فروش
مترادفها
تخمفروش
لغت نامه دهخدا
تخمه فروش. [ ت ُ م َ / م ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که کنجد و سیاهدانه و مصالح نان بفروشد. ( آنندراج ) ( بهار عجم ). فروشنده تخمه. که تخم کدو و هندوانه و جز آن فروشد:
چه گویم ز بیداد تخمه فروش
که در سینه ام سوخت دل را ز جوش.وحید ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کسیکه که کنجد و سیاهدانه و غیره مصالح نان بفروشد. فروشند. تخمه که تخم کدو و هندوانه و جز آن فروشد.
جمله سازی با تخمه فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخمه آفتابگردان میوه ی گل آفتابگردان و از گلآفتابگردانیان است. البته این اصطلاح با توجه به مفاهیمِ کالبدشناسی میوه زیاد معتبر و درست نیست. در گیاهشناسی آن را از کاسنیان میشمارند. معمولاً وقتی پوسته از آن جدا شد، به آن تخم آفتابگردان میگویند. بزرگترین بازار خرید و فروش تخمه آفتابگردان در شهرستان های خوی و سنقر و کلیایی و سقز و بیجار می باشد.