یخ فروش

لغت نامه دهخدا

یخ فروش. [ ی َف ُ ] ( نف مرکب ) کسی که یخ می فروشد. ( ناظم الاطباء ). جماد. ( منتهی الارب ). جَمِدی. یخی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسی که یخ می فروشد فروشند. یخ.

جمله سازی با یخ فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می دهد یادم زوال عمر و حرمان از مراد از کساد یخ فروش شهر و گرمای تموز

💡 من بنده خاک کوی تو شویم بآب چشم تا یخ فروش سایه خُوهَد گازر آفتاب

💡 آن شوخ یخ فروش که از اهل درد شد در خانه بردم و دل عشاق سرد شد

💡 مَثَلَتْهست در سرایِ غرور مَثَلَ یخ فروش نیشابور

💡 مَثَلَت هست در سرایِ غرور  مَثَلِ یخ فروش نیشابور

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز