تاریخ گشتن

لغت نامه دهخدا

تاریخ گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) تاریخ شدن. بزرگ و مشهور شدن:
شهریارا روزگار تو بتو تاریخ گشت
همچو تو از دولت تو بهره ور شد روزگار.فرخی.تاریخ گشته رفتن مهد تو در عرب
چون در عجم کرامت تو داستان شده.خاقانی.رجوع به تاریخ شدن و تاریخی شدن شود.

فرهنگ فارسی

تاریخ شدن بزرگ و مشهور شدن.

جمله سازی با تاریخ گشتن

💡 چون کرد رو به ملک عدم ز آسمان رسید تاریخ فوت گشتن او ماه اوج فضل

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز