لغت نامه دهخدا
بیدادکش. [ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) متحمل ظلم. ( یادداشت مؤلف ).
بیدادکش. [ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) متحمل ظلم. ( یادداشت مؤلف ).
متحمل ظلم ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهمین گوشه از موسیقی شوشتر است که بعد از بیداد برزگری خوانده میشود.
💡 ستمکاره یار است و من مانده عاجز که با یار و بیداد او چون کنم چون
💡 گام چهارم، سپنتَه آرَمئی تی یا مهرورزی است که بیان کنندهٔ رابطهٔ عاشقانه و با محبت بین انسان و خداست نه از روی ترس و بیداد.
💡 باد چون کیوان و آتش عمر بی پایان تو کز تو عمر و عهد بیدادی به پایان آمدند
💡 لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید زبان بیدلان چون غنچه از هر باد نگشاید
💡 شاید رسد به گوشِ معارف صدای من زآن است عارف، این همه بیداد میکنم