بَهمَنیار، احمد (کرمان ۱۲۶۲ـ تهران ۱۳۳۴ش) بَهمَنیار، احمد متخلّص به دهقان، روزنامه نگار، مصحح، پژوهشگر، شاعر و ادیب ایرانی. ضمن تحصیل علوم روزگارش، زبان های ترکی استانبولی و انگلیسی را آموخت. در ۱۶سالگی صرف و نحو و دیگر فنون ادبی را به جانشینی از پدرش، در مدرسۀ ابراهیمیۀ کرمان تدریس می کرد. پس از چندی مدرسۀ عمادیه را در بم تأسیس کرد. در ۱۲۹۰ش، روزنامۀ دهقان را انتشار داد. در ۱۲۹۴ش، به علت مسائل سیاسی، به فارس تبعید و چهارده ماه در شیراز زندانی شد. پس از رهایی از زندان، به تهران آمد و به عنوان مفتّش و ممیّز ایالتی تحدید تریاک، به خراسان رفت. در آن جا با شاعران و ادیبان بزرگ خراسان، چون ادیب نیشابوری، رفت وآمد داشت و روزنامۀ فکر آزاد را منتشر کرد. سپس در تهران پس از مدتی، که در خدمت وزارت معارف و وزارت دادگستری بود، با گذراندن رسالۀ شرح حال صاحب بن عباد در ۱۳۱۴ش، به استادی دانشگاه تهران رسید و در همان سال به عضویت پیوستۀ فرهنگستان ایران درآمد. کتاب های صرف و نحو عربی را برای مدارس تألیف، و تاریخ بیهق (۱۳۴۵ش)؛ اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابی سعید (۱۳۱۳ش)؛ الابنیة عن 'حقایق الادویة (۱۳۷۱ش) را تصحیح کرده است. از دیگر آثارش: داستان نامۀ بهمنیاری؛ تصحیح و چاپالتوسّل الی التّرسّل (۱۳۱۵ش)؛ تحفۀ احمدیه در شرح الفیه، دو جلد (۱۳۳۰ق)؛ ترجمۀ تاجر ونیزی، اثر شکسپیر (۱۳۱۶ش)؛ صرف و نحو عربی (به فارسی و عربی) در ۳ جلد (بی تا)؛ دیوان شعر که چاپ شده است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] احمد بهمنیار در سال 1301ق، در شهر کرمان، به دنیا آمد. پدرش، محمد علی مدرّس، مردی فاضل و به علوم ریاضی قدیم و فنون ادبی دانا بود. بهمنیار تحصیلات خود را در محضر پدر شروع کرد و پس از مدّتی کوتاه، چنان در زبان و ادب عرب تسلط یافت که خود مدّرس بنامی شد. در آن روزگار که بهمنیار سرگرم درس و بحث در حوزه های علمی کرمان بود، نهضت مشروطه خواهی در کشور کمال گرفت و او به حزب دموکرات کرمان پیوست و در سال 1329ق (1290ش) روزنامه هفتگی دهقان را، که ارکان آن حزب بود، انتشار داد. در کشاکش جنگ جهانگیر اوّل، به گناه آزادگی و آزادیخواهی، از شهر و دیار خود به فارس رانده شد و در آن جا به زندان افتاد. چهارده ماه در شیراز زندانی بود، تا مستوفی الممالک به زمامداری رسید و دستور آزادی او را صادر کرد. بهمنیار در اوقاتی هم که سرگرم سیاست بود، از تحصیل و تدریس دست برنداشت و در همان اوان، زبان انگلیسی و ترکی استانبولی را فراگرفت. پس از آزاد شدن از زندان فارس، به تهران آمد و وارد خدمت وزارت دارایی شده و به سمت بازرس از اداره تحدید تریاک، مأمور خراسان گردید. وی هفت سال در خراسان بود و در شهر مشهد، با شاعران و سخنوران بزرگ خراسان معاشرت داشت. بهمنیار در خراسان هم از کار و کوشش باز نایستاد و از سال 1301، روزنامه فکر آزاد را دو سال در مشهد انتشار داد و چون در سال 1303 از مأموریت خراسان به مرکز بازگشت، در تهران به نشر سال سوّم آن روزنامه پرداخت.
جمله سازی با بهمنیار احمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعضای پیوسته فرهنگستان عبارت بودند از: محمّدتقی بهار، علیاکبر دهخدا، محمدعلی فروغی، ابوالحسن فروغی، سعید نفیسی، سید نصرالله تقوی، صادق رضازاده شفق، بدیعالزمان فروزانفر، علیاصغر حکمت، عبدالعظیم قریب، حسین گلگلاب، رشید یاسمی، غلامحسین رهنما، ادیبالسلطنه سمیعی، عیسی صدیق، کاظم عصار، فاطمی، قاسم غنی، ابراهیم پورداوود، عباس اقبال آشتیانی، محمد حجازی، محمد قزوینی، محمد تدین، مسعود کیهان، جلال همایی، غلامعلی رعدی آذرخشی، احمد بهمنیار، حسنعلی مستشار، سرهنگ مقتدر، مصطفی عدل، علیاکبر سیاسی، محمود حسابی.
💡 علیاکبر بن محمد در سال ۶ جمادیالاولی ۱۳۱۹ق/ ۳۰ مرداد ۱۲۸۰ش/ ۲۱ اوت ۱۹۰۱م در تربت حیدریه زاده شد. پدرش بازرگان و یزدیالاصل بود که در هفت سالگی علیاکبر درگذشت. تحصیلات ابتدایی و بخشی از فنون شعر را در زادگاه خود از احمد سهیلی و احمد بهمنیار فراگرفت. در هجده سالگی به مشهد کوچید و به روزنامهنگاری پرداخت. سپس روزنامهٔ آزادی را پایهگذاری نمود و به مدت پنجاه سال آن را بیوقفه منتشر کرد. او از چهاردهسالگی به سرودن شعر پرداخت، دیوان اشعارش که به پنج هزار بیت میرسد در سال ۱۳۳۲ش/۱۹۵۳م چاپ نمود. به تألیف و تصحیح نیز پرداخت.