برپای کردن
مترادفها
برپا کردن، ایجاد کردن، بنا کردن
متضادها
برچیدن، فرو ریختن
لغت نامه دهخدا
برپای کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برپا کردن. اقامه کردن. اقامه. ( تاج المصادر ):
آن جهود سگ ببین چه رای کرد
پهلوی آتش بتی برپای کرد.مولوی.بر او پادشا حکم برپای کرد
دو سالش بمصر اندرون جای کرد.شمسی ( یوسف و زلیخا ). || نصب کردن. منصوب کردن. گماردن:
سپه را بدان شارسان جای کرد
یکی پیشرو جست و برپای کرد.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- ثابت کردن برقرار ساختن. ۲- نصب کردن ایستاده کردن. ۳- اقامه کردن ( نماز )انجام دادن. ۴- منعقد کردن ( مجلس جشن و شادمانی ).
جمله سازی با برپای کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آمریکا تا سده نوزدهم، بسیاری از مردم درخت کریسمس را چیز عجیبی میدانستند. نخستین درخت کریسمس در آمریکا در سال ۱۸۳۰ توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا برافراشته شد. هدف از برپایی این درخت، جلب کمکهای مردمی برای کلیسای محلی بود. در سال ۱۸۵۱ یک درخت کریسمس در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد. اما ساکنان محل آنرا توهینآمیز دانستند؛ زیرا برای آنها نوعی بازگشت به بتپرستی بود. آنها خواستار جمع کردن تزئینات روی درخت شدند.
💡 یکی از دلایلی که فرهنگ سونا همیشه در فنلاند شکوفا بوده، به دلیل آسانی برپایی آن در این کشور بوده است. وقتی مردم نقل مکان میکردند، اولین کاری که انجام میدادند ساختن سونا بود. فنلاندیها از اتاقک سونا برای زندگی، غذا خوردن، رسیدگی به مسائل بهداشتی و مهمتر از همه، زایمان در محیطی تقریباً پاک استفاده کردهاند. فنلاند، برخلاف بسیاری از مکانهای دیگر پرجمعیتتر در اروپا، در زمینه دسترسی به چوب مورد نیاز برای ساخت و گرم کردن سونا هرگز مشکلی نداشته است. یکی دیگر از دلایل محبوبیت آن در فنلاند این است که در چنین آب و هوای سردی، سونا به مردم اجازه میدهد حداقل برای مدت کوتاهی گرما داشته باشند. با این حال، این سنت در تابستان نیز به اندازه زمستان محبوب است.