لغت نامه دهخدا
برق کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درخشانیدن و روشن کردن. ( آنندراج ).
برق کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درخشانیدن و روشن کردن. ( آنندراج ).
درخشانیدن و روشن کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ابتدا سماورها دارای ساختمانی بودند که عبارت از مخزنی برای جوش آوردن آب بود، اما میان مخزن سماورهای زغالی تنوره یا لولههای عمودی برای روشن کردن زغال در آن تعبیه شده بود، پس از آن همزمان با پیشرفتهای تکنولوژی و استفاده از سوختهای نفت، گاز و انرژی الکتریکی، سماورهای نفتی، سماور گازی و سماور برقی تولید شد.
💡 بمنظور توسعه راهآهن برقی در سال ۱۳۸۶ قراردادی برای برقی کردن مسیر تبریز - آذرشهر با راهآهن روسیه منعقد گردید.
💡 قفلهای ایمنی کودک و کنترلهای قفل شیشه برقی کنترل شده توسط راننده از باز کردن درها و پنجرهها از داخل وسیله نقلیه توسط کودکان جلوگیری میکند.
💡 مسیر بافق بندرعباس برای حمل حداکثر ۲۰ میلیون تن از ابتدا با دید دو خطه و برقی طراحی شده بود و در سال ۷۱ مناقصهای برای برقی کردن آن برگزار گردید که با محاسبات مجدد مشخص گردید با ترافیک، قیمت سوخت، قابلیت و قیمت لکوموتیوها و نیز مشکلات صنعت برق در آنزمان اینکار موجه نمیباشد و این طرح متوقف شد.