بر سنگ امدن

لغت نامه دهخدا

( بر سنگ آمدن ) بر سنگ آمدن. [ ب َ س َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) به سنگ برخوردن. بر سنگ آمدن پا. بسنگ آمدن پا. ( آنندراج ).
- برسنگ آمدن تیر؛ بر نشانه اثر نکردن تیر و ننشستن آن به نشانه و مؤثر نیفتادن:
صبر را از دهنت حوصله تنگ آمده است
ناله را از دهنت تیر به سنگ آمده است.کلیم.بی اثر تا چند باشد ناله شبگیر من
تا کی از گوش گران بر سنگ آید تیر من.صائب.

فرهنگ فارسی

( بر سنگ آمدن ) به سنگ برخوردن برسنگ آمدن پا.

جمله سازی با بر سنگ امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهریارا تیر تو بر سنگ و سندان بگذرد گر نشانه پیش تیرت سنگ یا سندان بود

💡 درین میخانه هر مینا ز بیم محتسب لرزد مگر یک شیشهٔ عاشق که از وی لرزه بر سنگ است

💡 زمان سرخوشی آمد، پیاله پر میدار که لاله ساغر خالی همی زند بر سنگ

💡 2.وجود کلسنگ بر روی آثار به جامانده زیرا این گیاه تنها بر سنگ‌های قدیمی می‌روید.

💡 اشعار نوشته شده بر سنگ قبر وي اثر طبع عبدالله دهش از مشايخ طريقت نعمت اللهيه مي باشد.

💡 پیکرم چون تیشه تا از جان‌ کنی یاد آورد سر زند بر سنگی و پیغام فرهاد آورد

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز