بخود سپردن

لغت نامه دهخدا

بخود سپردن. [ب ِ خوَدْ / خُدْ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) اعتماد داشتن خواه بخود، خواه بدیگری. ( از آنندراج ):
بود شهره دنیا به بی اعتباری
چرا اینقدرها به او می سپاری ؟مخلص کاشی ( از آنندراج ).آنقدرها که سپرده ست بخود خصم دغل
غیر خود را عجبی نیست نگیرد بحساب.محسن تأثیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اعتماد داشتن خواه بخود خواه بدیگری.

جمله سازی با بخود سپردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آيا سخنى واضحتر و صريح تر، و دردمندانه تر از آنچه فاطمه مرضية، سيده زنانبهشت، و گوياتر از اين وجود دارد؟ و آيا حضرت در اين گفتار كوتاه به همهمسائل لازم، و پى آمدهاى مترتبة بر اين انتخاب را بيان نفرمود؟ و آيا همه آنچه را كهنتايج اين پديده بود حضرت بر زبان جارى نساخت ؟ و آيا همه اين پيش بينى ها بوقوعنيانجاميد؟ و آيا در صحت گفتار زهرا صلى الله عليه و آله و سلم مبنى بر سپردن خلافتبه على عليه السلام توسط پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ميتوان ترديد كرد باآن همه رواياتى كه در فضيلت و بزرگوارى و عظمت زهرا عليهماالسلام توسط راوياتمعتبر حديث از ديدگاه اهل تسنن از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت نموده اند، و مادر بخش مخصوص بخود از آن ياد خواهيم نمود.