اویختگی

لغت نامه دهخدا

( آویختگی ) آویختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) کیفیت و صفت و حالت آویخته.

فرهنگ فارسی

( آویختگی ) کیفیت و حالت آویخته.

جمله سازی با اویختگی

💡 از نظر کیرکگور، ایمان یک نوع شناسایی نیست، حرکت با شور و شوق اراده است به طرف سعادت ابدی که همواره انسان خواستار آن است. این شور و شوق بر هر تردید و دودلی ناشی از خارج فایق می‌آید و در امری خلاف عرف و اجماع یا غیرمنطقی و محال قرار می‌گیرد؛ زیرا وحی و الهام فقط برتر از عقل نیست، خلاف عقل است. به اعتقاد کیرکگور، عقل را از دست دادن برای یافتن خدا، اعتقاد محض است. رنج و محنت برای حیات مسیحی اساسی است، ایمان خود نوعی زجر است و «به صلیب آویختگی عقل». مسیحیت یک دکترین فلسفی نیست که باید آن را در پرتو نظرپردازیهای عقلی فهمید؛ زیرا مسیح فیلسوف نبوده‌است و حواریون او هم یک جامعه کوچک دانشمندان را تشکیل نداده بودند.

💡 به‌طور کلی علل مرگ به‌خاطر دار آویختگی را می‌توان این‌گونه ذکر کرد:

آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز